خیریه سرای یادمان توانا از شما دعوت می کند که با تکمیل فرم اعلام همکاری به ما ملحق شوید…

یادمانی شوید...

درگاه پرداخت آنلاین کمک های نقدی

شما می توانید با داشتن رمز دوم کارت بانکی کمک های خود را بصورت آنلاین پرداخت نمایید

یادمانی شوید...

شماره حسابهای موسسه خیریه سرای یادمان توانا

شماره حسابها و شماره کارت جهت واریز بصورت کارت به کارت

یادمانی شوید...

خاطرات اعضای یادمان

حرف


هفته ای نیست که چند تا خاطره ننویسم , و بعد از ده بار حک و اصلاح , آخرش هم روانه سطل آشغال نکنم . با همه این حک و اصلاح ها باز هم می شنوم , بعضی از دوستان , خاطرات حک و اصلاح شده ام رو به خود گرفته و ناراحت شده اند […]

دور


آمدم بنویسم که گل سرسبد خیریه ما محسوب ( سر فعلش ماندم ) میشد یا میشه ؟ اصلا مگه ما سر سبد و ته سبد هم داریم ؟ خلاصه که از راه دور (جنوب) زنگ زده بود : دلم برای خیریه و همه تنگ شده . …. سلام برسونین . ………. اون یکی ار راه […]

بی کس


افسانه بعد از فوت مادرش , پدرش که اعتیاد داشت , او را در نه ماهگی به قیمت ۴۰۰ هزار تومان به خانواده ای فروخت . اون خانواده هم وقتی سیزده سالش بود , او را به عقد پسرشون در میارن . تو خونه بی آنکه جایی ثبت بشه . نه عروس و نه داماد […]

راضی


دو تا قصه ضرب المثلی برای بچه ها خوندم که خیلی جالب بودند. یکی این که ” تا میام بگم خر نیستم , کلی بار گذاشتن رو دوشم ” ! بچه های کار احساس قرابت زیادی با آن کردند . اون یکی ضرب المثل در باب ” مرغش یک پا داره ” بود . قبلا […]

رودخونه


رودخونه زمانی رودخونه ست , که قطرات آب کنار هم جمع شن و همدیگرو کنار نزنن , و اگه هم سنگ سر راه باشه , ازش بگذرن . هر روزی که میام یادمان با یه خصوصیت یا یه مشکل بچه ها روبرو میشم , که عین سنگ و کوه و سنگریزه هایی میمونه که جلوی […]

دلتان شاد


ولادت حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) و هفته وحدت است . ایامی مبارک . تولد ستاره و میلاد کوچولوی ما هم بود . با خانم گلی رفتیم میدون گمرک و یک دوچرخه برای او گرفتیم و یک چهارچرخه هم برای ستایش و آرمین . جاتون حسابی خالی , وقتی که میلاد دوچرخه […]

گوش شنوا


هر بچه ای اگه از هوشبهر متوسطی برخوردار باشه , یک روزی که خیلی هم دیر نیست , متوجه میشه که والدینش نه تنها بری از نقص نیستند , بلکه معایب و اشکالاتی دارند و با همه این معایبی که داشته اند , همه تلاششان را کرده اند تا که بهترین کاری که از دستشان […]

خبرها

حساب ارزی


هموطنان  خارج از کشور , چنانچه مایل باشند,  می توانند به سه روش ذیل کودکان کار و زنان سرپرست خانوار تحت پوشش خیریه سرای یادمان توانا را یاری دهند .  دریافت کمک های خیرخواهانه شما از طریق ویزاکارت و مسترکارت .: روش اول : IBAN:FR76 1810 6008 1096 7291 4591 062 (BIC AGRIFRP881 domicilation:chambery jules […]

لطیفه

انصافا


مامانم رفت برا تولد بابام یه ظرف پیرکس گرفت . بابام انصافا خیلی ازش تشکر کرد. حالا دیشب تولد مامانم بود جشن گرفته بودیم. بابام رفته بود چهار حلقه لاستیک بارز خرید. نمی دونم چرا مامانم قهر کرده ؟ فک کنم از رنگ لاستیکا خوشش نیومده . فرستنده : سارا ۷ از این مطلب خوشم […]

گزارشات یادمان

گزارش دی ماه ۹۳


ضمن عرض سلام و خسته نباشید احتراما بدین وسیله گزارش عملکرد ماهیانه خیریه سرای یادمان توانا به شرح زیر اعلام می گردد : ۱ _ برگزاری جلسه فصلی ارائه گزارش عملکرد به نیکوکاران حامی . از این که وقت گذاشته و تشریف آوردید سپاس . ۲_ برگزاری کلاس های سوادآموزی // ریاضی // زبان فارسی […]

از دیگر نشریات

مسافر پنهان


با فرارسیدن روزهای سرد، بچه گربه ها و گربه های خیابانی برای گرم شدن به داخل محفظه موتور اتومبیل ها پناه میبرند و شبها در آنجا میخوابند. متاسفانه رانندگان بدون آگاهی از حضور این مسافران کوچک ،با روشن کردن ماشین خود باعث زخمی و یا کشته شدن آنان میشوند.برای پیشگیری از وقوع چنین فاجعه ای، […]

من هم هستم

تنهایی


اون روز توی کلاس نشسته بودم عصابم خورد بود بعد خانم ب گفت چرا امروز انقد عصبی هستی گفتم میخوان منو بندازن بیرون بعد گفت چرا گفتم سنم بالا رفته گفت از چی الان میترسی گفتم تنهایی گفت مگه داداشت نمیاد گفتم ن الان گفت منم دارم تنها زندگی میکنم گفتم بهش دست شما درد […]

همکاری


خواستم یک کاردستی برای درس کار و فناوری درست کنم . برادرم که بیست سال دارد گفت کمک نمی خواهی داداش جان گفتم نه از امروز خودم باید روی پای خودم بایستم .هرکاری کردم نتوانستم کاردستی را درست کنم وکمی هم گریه ام گرفت ولی تازه فهمیدم همکاری یعنی چه ! م. ق ۱۲ از […]

تعاون


من هر وقت که کلمه تعاون را هرجا می بینم یادم میاد که معلم ما به ما یاد داده بودن که تعاون و همکاری داشته باشیم. تعاون در زندگی دوست و آرامش میاورد . همکاری شاید در زندگی سخت باشد .یا اول کار بد بیاری ولی در زندگی صلح و آرامش با تعاون با شماست. […]

یکی بودن


خیلی ها از من خوششان نمیاد یا به هر دلیل دیگری منو شکوندند. یک اقا پیری سه تا بچه داشت به آن ها درس خوبی یاد داد این بود که به هرکدام یک چوب داد و گفت بشکنید و شکست چوب چون یک چوب بود بد چهار یا پنج تکه چوب داد گفت حالا بشکنید […]

تنها


یک روز داخل یادمان توانا بودم که “ر” و بچه های دیگه هم بودند که ناگهان “م” صندلی خود را کشید عقب و خورد به من یکم هولش دادم خورد به میز و بلند شد یک مشت زد به شونم و من هم ناگهان اعصابم خورد شد یک کفگرگی زدم رفت توی دستشویی.خیلی ناراحت شدم […]

نیازهای خیریه

Top